معماری رنسانس
اصل رواق هاي دوره ي رنسانس
بيشتر ميدان هايي که در دوره ي رنسانس ساخته شدند با رواق هايي احاطه مي شوند . اگر چه در اصل ، اين رواق ها رومي هستند ولي محتمل است فکر ساختن آنها را از بيزانس که از مدتها قبل خيابانهايش ، اغلب با رواقهاي دو طبقه ، مشهور بودند از راه ونيز دوباره به ايتاليا امده باشد .
ساختن ميدان هاي عمومي دوره ي رنسانس اغلب صد ها سال طول مي کشيد. زيبا ترين اين ميدان ها ميدان « سان ما رکو» در ونيز نزديک پنج قرن ناتمام باقي ماند.

نو آوري شهر سازي دوره ي رنسانس بصورتي ديگر تجلي کرد : در استادي کامل بر عوامل اساسي شهر . در اين زمينه « برامانته » و« ميکل آنجلو » امکاناتي را يافتند که پيش از آن ناشناخته بود .
دوره ي رنسانس که از يک جانب به دوره ي گوتيک پيوسته است – بخاطر داريم که در دوره ي روحيه ي معاونت و همکاري رونق داشت – واز جانب ديگر به دوره ي بارک – با خصوصيت مطلقه اش – دوره اي است در شهرسازي که را ه را براي زمان هاي اينده همواره سازد . در قرن پانزدهم کشورهاي شمال اروپا کاملا از دوره ي گوتيک متاثر بودند اما در ايتاليا وضعيت پيچيده بود .گرچه پرسپکتيو نحوه ي فکر تازه اي آفريد ، سنت گوتيک هم هنوز زنده بود ودر اصلاح و پيشرفت نقشه ي شهرها و ساختن ميادين تاثير ايفا مي کرد.
ديوار ، ميدان و خيابان :
در دوره ي رنسانس ايجاد ترکيب هاي معماري با احجام بزرگ و شکل دادن به آنها به صورتي نو اموخته شد ؛ کاخ ها اغلب جاي خانه هاي شخصي ، خيابان ها و ميادين را گرفتند. معماران دوره ي رنسانس ديوارهاي خارجي قصور را رو به خيابان گشودند که براي ناظر چشم اندازي وسيع براي ديدار جهان به وجود آورد ؛ تاثير اصول پرسپکتيو در اين نو آوري مشهود است در دوره ي گوتيک نسبت به دوره ي قديم پنجره هاي بزرگ تري در نماي بنا ها به کار رفت در هيچ جا به اندازه قصر « فارنزه » در رم نمي توان تغيير سطح ديوار بنا را که در دوره ي رنسانس بوجود ، مشاهده کرد.
حجم اين بنا بيش از ظرفيت زميني است که بر اين بنا اختصاص يافته بود و مثالي از روحيه « فرديت طلبي » اين دوره است .
وقتي که « دوناتو برامانته » (1514 -1444 ) خيابان يک کيلومتري « جوليا » را به امر پاپ « جوليوس دوم » در رم آغاز کرد به پيوستگي و يکپارچگي نماي ساختمان هاي اين خيابان نمي انديشيد . اين نکته از قصد وي براي ساختن کاخ دادگستري رم با گوشه ها و برج هاي حجيم ، در اين خيابان پيدا است .
سازندگان دوره ي رنسانس گذشته از آن که طرح هاي دليرانه براي نماي رو به خيابان ها و ميادين ريختند در ايجاد توازن و رابطه بين سطوح افقي ساختمان – سطوحي که نسبت به يکديگر پيش آمده يا فرو رفته اند - نيز سخت کوشيدند ، و به ايجاد اين رابطه با ساختن پله هايي که متصل به بنا اما در خارج آن قرار ميگرفتند موفق آمدند . « برامانته پله هاي ازاد را مانند پل هايي براي ايجاد رابطه بين فضا هاي موجود در کمپوزيسيون معماري خود ، به کار برد و به اين طريق عاملي تازه به معماري شهر افزود .« دوناتو برامانته » ( 1514 -1444 ) نخستين معماري بود که پله را به عنوان يکي از عوامل معماري در کار هايش بکار برد ؛ عاملي که قسمتي از فضا را ، انگاري جزئي از بنا باشد ، بدان پيوند مي داد. نخستين پله اي که« برامانته » بدين صورت ساخت در حياط « بلو دره » در واتيکان بود .
ساختن پله هاي عظيم ، با کار « برامانته » در حياط « بلو دره » معمول گشت وزيبا ترين عامل معماري شد که بتوان بر پيکر کليسا ها افزود ( في المثل در « سان ماريا ماجوره » ) بتدريج پله هاي عظيم ، عامل ساختماني مستقلي شد که در ايجاد وحدت بين حجم هايي به ارتفاع مختلف نقشي موثر يافت .
در اواخر دوره ي رنسانس ، در ناحيه اي از رم موسوم به « کاپيتولينا » در ميدان « کاپتيل » ، « ميکل آنجلو » نشان داد چگونه مي توان حجمهاي بزرگ را به توزن و تناسب با يکديگر در فضا آميخت. به سال 1536 وقتي که به اين کار آغاز کرد به اعتلاي شهرت خود در نقاشي و مجسمه سازي رسيده بود :کار ساختن سقف کليساي کوچک «سيستينه » ، مقبره پاپ « جوليوس » و کليساي کوچک « مديچي » را پشت سر داشت از اين رو وي ثمره ي دوران پختگي عمر او است .
رنسانس مسحور يک نوع شهر بود. شهر ستاره اي شکل که يک قرن ونيم تمام –از « فيلارته » تا « سکامتزي » - ترجيع بند کلي نقشه هايي بود که براي شهرها پيشنهاد مي شد. به يقين ساختن شهر ، شبيه ستاره هاي شش ، هشت ، نه ودوازده ضلعي از اختراع تفنگ متاثر است . نقشه ي ستاره اي شکل «شهرايده ال » نتيجه ي سيستم دفاعي دوره ي رنسانس بود .اما اين دليل کافي نيست واين نقشه ها از عواملي ديگر متا ثر بودند . در پس شکل ستاره اي شهر ، تئوري دوره رنسانس نهفته بود که طالب مرکزيت يافتن ساختمان هاي شهر بود ؛ و اين فکر « برامانته » را در سراسر عمر تحت تاثير قرار داد.
مفهوم معماري ميدان « کاپتيل » را ميتوان به آساني به اجمال بيان کرد : انديشه هاي «برامانته» که در بناي « بلودره» تحقيق يافته بود اينجا در يکي از عوامل شهر سازي – ميدان – به منصه ي بروز رسيد . يا به تعبيري ديگر ترکيب فضا يي جامعي به وجود آمد. مرکب از ميدان ، پله کان و شهر که در عين حال يک بناي واحد - « کاخ سنا » بر راس آن جاي ميگرفت و براي مجموعه محوري عظيم فراهم مي آورد ؛ - امري که معماران عهد عتيق هرگز به آن توجهي نداشتند.
هيچ ياد داشتي از «ميکل آنجلو » که انديشه ي وي را در طرح «کاپتيل » معلوم دارد برجاي نمانده و زمينه بر حدس و گمان گشوده است . در تمام کارهاي « ميکل آنجلو » احساس غم انگيز وي از زندگي مشهود است . در « کاپتيل » عوامل متضاد – محترم داشتن حقوق فردي و حفظ حقوق جامعه – که به هر انسان ودموکراسي حقيقي تحرک وزندگي مي دهد در قالب شهرسازي به تجلي مي آيد .
لئوناردو داوينجي از عصر خود بسيار پيش تر بود و طرح ها واکتشافات وي همه نشان دور انديشي بسيار او است . در نسخه اي خطي که اکنون در اختيار « انستيتوي فرانسه »در پاريس است ، در ميان طرح هاي وي براي تاسيسات آبي ، ساختن جرثقيل ،ماشين هاي جنگي وتاسيسات دفاعي از جمله مي توان پيشنهاد او را براي وسايط نقليه از مسير عابرين – با ساختن خيابان هاي چند طبقه – مشاهده کرد ويا طرحي براي رساندن کالا به خانه ها از طريق کانال هايي که « دريچه هايي » سطح آ ب را در آن ها تنظيم کند.
همه ي اين پيشنهادات و طرح ها ، برق قريحه اي است بلند در درک امکانات فني ؛ با اين همه در ميان آنها اثري از نقشه اي جامع براي شهر ديده نمي شود . حتي قسمت هايي از نقشه ي وي براي شهر فلورانس که اکنون در کلکسيون « قصر ويندرز »محفوظ است ، صرفا طرحي است براي بنظم آوردن رودخانه ي « آرنو » در بستري مستقيم و مرده که از ميدان شهر ميگذرد و چنان طرح شده که انگاري فلورانس «شهر ايده آل » ديگري باشد.
طرح وي براي تاسيسات آبي ، مبتني بر مسائلي علمي است که راه حلي بران ها تا قرن ها بعد يافت نشد . درزماني که او (14 -1513 ) براي پاپ « لئوي دهم » کار ميکرد ، طرح بسيار جالب توجه براي خشک کردن باطلاق « پنتينه» پيشنهاد کرد که فقط قسمتي از آن در اواخر حکومت « سيکستوس پنجم » اجرا شد . پيشنهاد ديگر وي براي ساختن کانالي وسيع ، که رود خانه اي را قابل کشتي راني کند تا آنجا که ما مي دانيم حتي در ميان کانال هايي که در قرن نوزدهم ساخته شدند ، بينظير است.
تحقيقات واطلاعاتي دقيق که امروز بر اساس امار و ارقام براي طرح برنامه هاي عمراني لازم است از روش « لئوناردو » که کوشيد نيروهاي طبيعي نواحي مختلف را بررسي کند و از آنها بنفع مقاصد انساني استفاده کند فاصله ي فراوان دارد . بااين همه نقشه هاي وي ثمره ي کوشش هاي طاقت فرساي او براي تجزيه و تحليل مسائل مختلفي است که در طرح برنامه هاي عمراني آن روز لازم بود .
منبع: خلاصه کتاب فضا,زمان,معماري – نوشته : پروفسور زيگفريد گيديون
+ نوشته شده در ساعت توسط حسین ابراهیمی
|
به پارس عمران خوش آمديد. در اين وبلاگ مطالب متنوع عمران گردآوري شده تا مورد پسند شما عزيزان قرار گيرد. ما را با پيشنهادات و انتقادات خود راهنمايي فرماييد. به اميد ايراني آباد