راهسازی
راهسازي
پيدايش راهسازي در تاريخ شناخته شده نيست. ولي مي توان گفت راهسازي با رشد تمدن و شهرنشيني گسترش يافت. ساخت راهها ، گسترش کشاورزي و صنعت را به همرام داشت. نخستين راههايي که بشر توانست بسازد در تمدن باستاني ايران و رم بود. در سال 311 پيش ازميلاد مسيح ، کلوديوس راهي بين capoue و rome را ساخت. در ايران ، راه شاهي نخستين راه بزرگ ساخته شده در دوران ايران باستان است. مسير اين راه از تخت جمشيد (پايتخت امپراطوري هخامنشي) آغاز و از شهرهاي شوش ، رامهرمز ، هگمتانه ، اربيل ، کماتا ، آنکارا و سارد گذشته و به ازمير مي رسد. از ديگر راههاي نامي ايران ، جاده ابريشم است مه از دروازه يشم چين آغاز و از توران به کاشغز و سپس به سمرقند ، مرو ، بلخ ، دامغان ، قزوين ، سراب ، وان و در سواحل مديترانه پايان مي يافت.
راههاي اوليه بشر از ناهمواري هاي زمين پيروي مي کرد. اولين پديده بشر در گسترش راهسازي و در زمينه ترابري ، ساخت چرخ (سنگي و سپس چوبي) بود . پس از چرخ بشر درشکه ، گاري و کجاوه را ساخت. براي اين ابزار جابجايي ، راهها به صورت سنگفرش ساخته شد. اين روند تا پايان قرن 17 ادامه داشت. پس از رفرم هاي رنسانس و انقلاب صنعتي انگلستان ، جيمزوات ماشين بخار را به جهانيان ارايه نمود. کمتر از يم سده ، اتومبيل چهار زمانه به بازار آمد. نامدارترين افرادي که در رشد و فرايند گسترش صنعت خودروسازي نقش داشتند ، پروفسور Peugeot , Otto Daimler , Renault , Ford مي باشند.
همزمان با گسترش صنايع خودرو سازي ، جاده سنگفرش پاسخگوي نياز آنروز نبود. مهندسين آسفالت را روي جاده ريختند که بهترين سطح تماس با لاستيک چرخ خودرو بود و تا به امروز جايگزيني ديگر يافت نشده است. پس از جنگ جهاني دوم خودروها بهتر و سرعت آنها افزايش يافت. در کنار اين گام ، آزاد راهها با فرم هندسي استاندارد جاي جاده هاي پر پيچ و خم را گرفت.
ولي در ايران در اين چند سده که اروپا پيشرفت مي نمود. صنعت راهسازي و ترابري مانند ديگر شاخه هاي صنعت ، آرام ، بدون انديشه ، بي برنامه ، زمان را سپري مي نمود. بيشتر مردم و زمامداران آن زمان (دوره قاجار) بر خلاف مردم امروز ، به پيشرفت کشور نمي انديشيدند. بررسي اسناد و پيشينه نشان مي دهد که از سال 1285 خورشيدي ، امور مربوط به فلاحت ، تجارت ، صناعت و شوارع در وزارت فوايد عامه انجام ميگرفت و اداره کل طرق و شوارع در اين وزارتخانه ، نخستين تشکيلات ترابري و راهسازي در ايران بود. در سال 1309 خورشيدي ، اداره کل طرق و شوارع از وزارت فوايد عامه جدا گشته و وزارت صرق و شوارع ايجاد مي گردد. در سال 1315 اين وزارت به وزارت راه تغيير نام داد و باز در سال 1353 وزارت راه و ترابري گرديد. در سالهاي 1307 تا 1319 راهسازي يا کمک مهندسين آلماني در ايران چهره بهتري گرفت. ساخت پاره اي از پلها و تونل ها در آن زمان کوتاه و با امکانات آن روزگار شگفت انگيز است.
در سالهاي 1320 تا 1340 راهسازي و ترابري گسترش اندکي داشت. از سال 40 تا 50 پروژه هاي راهسازي و ترابري با آهنگ ملايمي انجام ميگرفت. پس از سالهاي 50 ، در آمد سرشار نفت بر روي پروژه هاي راهسازي نيز تاثير گذاشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا به امروز راهسازي و ترابري همانند ديگر شاخه هاي صنعت کشورمان از دو ويژگي برخوردار بوده است ، يکي رشد نسبي و ديگري ناهماهنگي و نبود بينش. امروز سرزمين ايران از جايگاه ويژه جغرافيايي برخوردار است که گسترش رته و ترابري ميتواند ارز آوري بسياري را از همسايگانمان فراهم نمايد.
با نگاهي به آمار راهها و تصادفات در جهان و ايران براي هرکسي اين پرسش مطرح ميگردد که چرا ما ايرانيان در راهسازي به پيشرفت آنچناني نرسيديم. آمده خودرو بدون فرهنگ ماشيني به کشورمان يک سردرگمي تاريخي برايمان ايجاد نمود. فرم هندسي راهها درست نيستند. با اينکه بهاي قير در کشورمان ارزان است ، آسفالت روسازي راهها استاندارد نيستند. آمار تصادفات جاده اي سرسام آور است. هميشه با مشکل ترافيک و آلودگي هوا در شهرهاي بزرگ دست بگريبان هستيم. پراکندگي و شدت ترافيک راهها در کشور متناسب نيست. در يک کلام ترابري کار آمدي نداريم.
در دنياي امروز ، ترابري نمادي از ارتباط است. همه کشورهاي پيشرفته صنعتي پيش از اينکه ارتباطات به روز داشته باشند ، داراي ترابري فراگير و برنامه ريزي شده اي بودند. شايد بتوان اينگونه برداشت نمود که ريشه اين مشکل در فرهنگ مردم ، در نحوه ارتباط و بينش سنتي در نحوه آمد و شد است که پشتوانه تاريخي دارد. در باور بيشتر ما ايرانيان گرايش جدا زيستن ، انزوا ، بي ارتباطي و توجيه نمودن سکون ، تا حدودي نهادينه شده است . يک قرن است که فراوردهاي علمي و کالاهاي مصرفي دنياي صنعتي به کشورمان سرازير ميشود. همانند آنها را ميسازيم و همانند آنها خودرو سوار ميشويم ، ولي کمتر از صنعتي شدن بهره مند بوديم. فراورده هاي دنياي صنعتي با اينکه ابزار دستمان است ، با اينحال پاره اي از مردم از فرايند ماشينيسم حتي خوشحال هم نيستند و سنگ لاي چرخ اين روند ميگذارند و يا نگرش خاک گرفته توان پاسخگويش را از دست ميدهد. مناسبات دنياي فردا احتمالا بگونه اي خواهد شد که ما را وادار به پذيرش زندگي صنعتي خواهد نمود.
دکتر محمد سعد منجم
به پارس عمران خوش آمديد. در اين وبلاگ مطالب متنوع عمران گردآوري شده تا مورد پسند شما عزيزان قرار گيرد. ما را با پيشنهادات و انتقادات خود راهنمايي فرماييد. به اميد ايراني آباد